همانطورکه پشت چشمی تلسکوپتان خیره میشوید و انگشتانتان سرمای فلز را حس میکنند، شاید
اینپرسش در ذهنتان جرقه بزند: ما دقیقاً به کجای این هستی بیکران نگاه میکنیم؟ اجازه دهید
پردهاز رازی بردارم: هر بار که ابزارتان را به سوی نقطهای نشانه میروید، تنها ناظر یک لحظه
نیستید؛شما در حال سفر به اعماق یک انقالب فکری عظیم هستید. انقالبی که جهان را از یک
حبابساکن و کوچک، به یک اقیانوس کیهانی خروشان و پویا بدل کرد. بیایید با هم فصلهای این
کتابشگفت انگیز را ورق بزنیم .
فروپاشی سقف شیشها وقتی راه شیری همهچیز بود
درآغاز قرن بیستم، کیهان برای بشر بسیار حقیرتر از امروز بود. تصور غالب ستارهشناسان این بود
کهجهان هستی، درست به اندازه کهکشان راه شیری خودمان است. ما در مرکز همه چیز بودیم، نه
بهخاطر غرور، بلکه به خاطر کمبود داده. البته این مدل ساده و ساکن، ترکهایی برداشته بود. آلبرت
اینشتیندر سال ۱۹۱۷ وقتی معادالت نسبیت عام خود را بر جهان اعمال کرد، با کابوسی ریاضی
روبروشد: جهان او یا باید منبسط میشد یا منقباض. از آنجایی که جهانِ ” واضحاًساکن ”را باور
داشت،برای مهار گرانش، ثابت یجعلی به نام ” ثابتکیهانشناسی )(Λ ” راوارد معادالتش کرد . او
بعدها،با شرمندگی، این کار را ” بزرگتریناشتباه عمرم ”نامید .
دراین سوی اقیانوس اطلس، دو غول نجوم برای تعیین تکلیف همین ” جهانکوچک ”آماده نبرد
فکریشدند. این مناظره که در ۲۶ آوریل ۱۹۲۰ در آکادم یملی علوم واشنگتن برگزار شد، به
”مناظرهبزرگ )Debate Great (The ” شهرتیافت . در گوشهی اول، هارلو شیپلی
)Shapley(Harlow ایستادهبود که معتقد بود کهکشان راه شیری همان کل جهان است و سحابیهای
مارپیچیمثل آندرومدا، فقط ابرهای گازی درون همین سیستم هستن د.در گوشهی مقابل، هبر کرتیس)Curtis (Heber قرارداشت که از نظریه ” جهانهایجزیرهای ”دفاع میکرد و این سحابیها را
کهکشانهاییمستقل و بسیار دور میدانست .
بحثباال گرفت. کرتیس استدالل کرد که اگر آندرومدا داخل راه شیری است، چرا نور ستارگانش
توسطغبار تیره نشده؟ شیپلی پاسخ داد اگر آندرومدا یک کهکشان جداگانه باشد، باید میلیونها سال
نوریفاصله داشته باشد، رقمی که آن زمان غیرقابل هضم بود. جالب اینجاست که تاریخ نشان داد
دوره یکیهانی

